
مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
***********
بر خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
***********************

مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او بجای آورد
****************************

آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده؟
********
زنهار تا توانی اهل نظر میازار
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
**************************************



غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبح دم نخواهد ماند
******
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج و درم نخواهد ماند
******************************

ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ دیده بین که سر از خواب بر نکرد!
**************************

من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
***********
گر از سلطان طمع کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد!
***********************


اینو نگاه کنین میفهمین که صبح زمستانی ما با چه منظره خارق العاده ای آغاز شده
اون لکه بالایی کره ماهه !
کوه سبلان از کنار دریاچه ی یخ بسته ی شورابیل

یکی از هوس های وسط چله زمستونی من گذاشتن عکس گل های با طراوته
انگار صد تومن بابتش پول دادین
مجانی ببینینشون دیگه!







