|
سگ !
این موجود ناز و ملوس دوست امروزمون بود!
عرض کنم که بدلیل فروش خانه ای که توش مستاجریم
در بدر دنبال خونه میگردیم
و امروز بالاخره با پشتکار زیاد یه خونه با قیمت مناسب به تورمون خورد
قبل از دیدن خونه و توی بنگاه حاج آقای صاحبخانه همون اول کار اصرار
و تاکید ویژه داشت که:
گفته باشم من خونه به زوج متدین و با ایمان میدم
و خیلی حساس هستم به حجاب کامل خانم مستاجرم !
چونکه ورودی مشترکه و شما هم از این به بعد از اعضای این خونه
محسوب خواهید شد.
ملالی نبود
با تعهد و سلام و صلوات رفتیم به دیدن خونه
از همون سر کوچه صدای کر کننده سگی بگوش میرسید
و من با خود میگفتم: طفلی حاج آقا
چی میکشه از دست این همسایه های مزاحم نا مسلمون!
وقتی به دم در رسیدیم دیدیم نخیر
سگ مورد اشاره همان سگ خونه حاج آقاست !
احتمالا سگ بیچاره از فرط خوردن پای مرغ دل درد شدیدی گرفته
و امانش بریده بود
اول گفتم شاید سگ میهمان خونه حاجی باشه ولی با دیدن لانه و
خانمان آقا سگه یقین کردیم که نه ایشون
قبل از ما و چندین ساله که مستاجر که نه صاحبخانه اون خونه هستند !
ما هم مثل گربه دم بریده فرار را بر قرار ترجیح دادیم!
نمیدونم چرا واق واق شبانه روزی سگ ها
و زر زر چند ساعته بچه ها در اتوبوس یا همسایه دیوار به دیوار
همیشه نصیب ما میشه؟
|+| نوشته شده توسط پونی ها در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 16:8 |
|

