تبليغاتX
یک تبسم کافیست؟
 خروس

عزیزان ما کادوی تولد خودمونو دریافت کردیم و وبلاگمون فیلتر شد 

 

اما ملالی نیست ! 

 

و اما بعد :

 

آورده اند که مردی خروس نیکویی در بازار دید وپسندید

 

و با یه شرط که دیگر باز پسش نده ، با قیمت خیلی مناسب خرید

 

و شادمان به خانه برد ودر حیاط کنار مرغ ها انداخت.

 

زنش که به خانه آمد و خروس را در حیاط دید زود رفت

 

 و چادربه سر کرد وغوغایی بر پا که :

 

من تو خونه ای که یه نا محرم اونجا باشه پا نمیذارم

 

یا این خروس رومیبری  پسش میدی یا منو طلاق!

 

مرد گفت: بابا یه خروس که دیگه این حرفارو نداره

 

اون ما روبرای نماز صبح بیدار میکنه ، شگون داره ،

 

ذکر لا اله الا الله میگه ،غیرت داره .

 

اما این حرفا تو کت زنه نرفت که نرفت .

 

آخرش مرد خروس رو زد زیر بغلش و ناراحت ازمنت

 

پس دادن خروس و شادمان از اینکه عجب زن با حجب

 

 و حیایی داره که حتی یه پرنده از جنس نرینه رو هم

 

 نامحرم میدونه ،رفت سراغ فروشنده .

 

فروشنده شرط اول رو یاد آوری کرد و عیب وایراد

 

جنسی که فروخته رو پرسید ولی مرد قصه ما بدون

 

هیچ دلیلی فقط اصرار داشت که خروس رو  پس بده .

 

دعوا بالاگرفت و بالاخره مرده کوتاه اومد ودلیل پس

 

 دادن خروس رواینجوری آشکارکرد:

 

عیب خروس تو اینه که نره  و زن من دوست نداره یه

 

موجود نرینه و نامحرم در خونه داشته باشیم .

 

فروشنده از این استدلال خندش گرفت و خروس رو پس

 

گرفت ولی در گوش مرده یه چیزی رو زمزمه کرد :

 

ای مرد ساده دل ، اینو بدون که زنت از راه عفت و

 

پاکدامنی خارج شده و تمام این حرفا برای جا نماز آب

 

 کشیدنه و الا کجای این شرع مقدس گفته که خروس

 

هم برای  زنان نا محرم محسوب میشه !

 

این افراط درمتشرع نشون دادن خودش تنها یه دلیل

 

میتونه داشته باشه که برات گفتم .

 

باور نداری مواظبش باش تا متوجه بشی !

 

و چنین بود .... 

|+| نوشته شده توسط پونی ها در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 20:22